پارت صد و نوزده :

وقتی از دکتر سونوگرافی نتیجه را پرسیده بود او هیچ جوابی نداد و گفت باید فورا با پزشکش صحبت کند. همین دلشوره‌ی عجیبی به جانش انداخته بود. احساس کرد تا این بچه به دنیا بیاید جانش به لبش خواهد رسید!
معین توی راه‌پله‌ی مطب منتظرش بود و فریال نمی‌فهمید چرا دقیقه‌ها نمی‌گذرند؟ مطب پر بود از خانم‌های باردار و البته تعدادی هم نبودند.
منشی که نوبتش را اعلام کرد احساس کرد برای یک لحظه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    1

    دلم میخاد این نازنینو خفش کنم اسمشم گذاشته مسلمون بااین قضاوت و تهمتاش:/

    ۶ ماه پیش
  • سهیل۲۸

    1

    ای نازنین وزه🤨 دست بردار دیگه

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ول کنش اتصالی کرده 💔

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    نازنین وایسا سحر برگرده میگم بیاد خشتکتو پرچم کنه برات بیتربیت

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قطعا اون روزای گیس کشی هم میرسه بین اینا😂

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    1

    ایشالله تو اسکوبار بخونم دلم خنک شه

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ان شاالله موقعیتش پیش بیاد😋

    ۱ سال پیش
  • لاکی

    1

    چقدر بدم میاد از این مدل آدمای...(نازنین)

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه تعدادشون هم کم نیست😔

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    😘❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😘💚

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    ایشالله بچه دو کفتر گوگولی مونم سالم به دنیا بیاد😍🙏مرسی خیلی خیلی ازت ممنونم آزاده جونم به خاطره همچنین اثر نابی که برامون نوشتی و به جا گذاشتی😍البته هنوز ادامه داره 💃💃😍😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم عزیزدلم خیلی خوشحالم که دوست داشتی🥰

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    نگووو دلم خیلی خیلی تنگ میشه روحیم گوگولی شدهههه حالا یهو باید روحیم و خشن کنم تا بتونم سورن درک کنم 🙈😎خیلی خیلی این دو رمانتو دوست داشتم و دارم دژاوو عالی بود ولی مونالیزا محشر بود خیلی خیلی عالیه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم که در گوگولی کردن روحیه‌ات سهم داشتم😍 واسه رمان مهمیزهای سیاه باید روحیه بسیار قوی داشت چون خشونته🙈

    ۲ سال پیش
  • شاپرک

    1

    دلم برای مونالیزا تنگ میشهههههههههه🥺🥺😭😭

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزمممم🥰🥺 بذار تموم شه این مسخره بازی...🥲

    ۲ سال پیش
  • ما

    1

    خب اصلن بچه واسه قبل از عقد باشه حالا دیگ زنشه عجباا😐😐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حالیش نمی‌شه😩

    ۲ سال پیش
  • نسترن

    1

    تهمت زدن خیلی بده نازنین خانوم😒🤨

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حالا اگه نازنین خانوم فهمید😩

    ۲ سال پیش
  • هانا

    2

    ای نازنین فضول تو این لحظه هم دست بردار نیست ببین سریع فکرش ب کجا کشید

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا منفور هستن افرادی مثل نازنین☹️

    ۲ سال پیش
  • انا

    0

    دم از خدا و پیغمبر می زنن بعد چه راحت تهمت می زنن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه هیچ چیز تضمین نمی‌کنه آدم چجوریه💔البته توی این خانواده فقط زدن این طور حرف‌ها برای نازنین و مصطفی راحته وگرنه بقیه‌شون ماه هستن😍

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    بیچاره معین فربال توچه حالی این نازنیین توچه حرفی بعدالان زن شوهرن نمیدونم به مردم چه ربطی(دیگه پارت رایگان نمیشه؟)🙏💞

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه همیشه چنین افرادی هستن که دنبال کنجکاوی‌های بی مورد هستن☹️ هفته‌ای یه پارت رایگان می‌شه گلم

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    نازی پر پر نشی الهی انقدر ک فتنه ی تو همش دنبال دستان سرهم کردن وفضولی😐😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای همه‌اش همینه😩

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    یعنی کاش آهیر نازنین رو می گرفت می برد به هفت روش سامورایی... بله🤐🤐🤐

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه امیرعلی گناه داره😭

    ۲ سال پیش
  • م

    0

    نازنین درهر شرایطی بدترین فکر پلیدو میکنه ،فریال هیچ ،چطور به برادر خودش اینقدر شک داره اونم معین

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چنین افرادی واقعا بیمارن💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!